آروم بيا ... تيز برو! |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
سکوت
سکوت
همیشه هم علامت رضا نیست !
سکوت
بعضی وقت ها
از شدت عصبانیت می تونه باشه !
سکوت
نشونی تفکر و اندیشه می تونه باشه !
سکوت
مقدمه یه حرکت نو می تونه باشه !
.
.
.
اونجا که شاعر میگه:
سکوتم از رضایت نیست
دلم اهل شکایت نیست ...
در اصل شاکیه
فقط نمی خواد شکایتش رو بصورت معمول به زبون بیاره
می گه دلم اهل شکایت نیست !!!
.
.
.
سکوت برام خوبه !
همین الان
.
.
.
همه تونو دوست دارم، بدون اجازه ... شاید همین خودخواهیه !!!
| لینک | شنبه ٢ مهر ،۱۳٩٠ - farid tanha |
خانواده
پدرش بستری بود ...
مدتی قبل عمل کرده بود ...
و دوران نقاهتش طولانی تر از معمول شده بود ...
مادرش که سر خود
دارو های تجویز شده ی پزشکش را قطع کرده بود ...
مدتی بود که حالتی مثل افسردگی داشت ...
برادرش در پی دوره های درمانی هیپنوتیزم بود ...
خواهرش ...
از وضعیتی که برای پدر و مادرش پیش آمده بود ...
نا راضی بود ...
و یه جورایی میشد گفت کم آورده بود ...
همه و همه ی اتفاقات دیگری که در زندگیش افتاده بود ...
شرایطی بود که وجود داشت !!!
می توانست بنشیند و غصه بخورد که چرا ... ؟؟؟
می توانست فکری بکند ...
و برای اعضای خانواده اش کاری بکند ...
.
.
.
.
او دومی را انتخاب کرد ...
پیش بسوی خانواده ...
برای صحبت، دلگرمی، ایجاد شور زندگی و ...
تاثیر گذاری در زندگی خانواده ی خودش ...
همانند کاری که در این چند سال ...
برای آنان که حتی نمی شناخت، انجام می داد ...
شب قرار بود به همراه دوستش ...
که اون هم همشهریش بود ...
بسوی زادگاهشان حرکت کنند ...
بلند شد و نوشته ای در وبلاگش نوشت ...
رفت تا دوستی از دوستان را ببیند ...
و راهی سفر شود ...
با اراده ای استوار و قیافه ای مصمم !!!
.
.
.
.
.
.
دوستتون دارم ... بی توقع !!!


| لینک | سهشنبه ٢٥ آبان ،۱۳۸٩ - farid tanha |
دیدار یاران
متن آخرین پیامک روی گوشیش :
" اولین همایش یاران مهر و صفا
جمعه 26 شهریور 89
قبل از ظهر
آمفی تئاتر دبیرستان مهر
منتظر دیدار با شما دوست عزیز هستیم "
اشک تو چشمهاش جمع شده بود
یه لحظه از دبستان تا دبیرستان رو مرور کرد ...
همکلاسی ها تو دبستان صفا ...
و دبیرستان مهر ...
دوران محصلیش تو زادگاهش - تبریز ...
و معلم هاش !!!
خوشحال بود که قراره دیدار ها تازه بشه ...
10 روز دیگه ...
.
.
.
دنباله دارد ...
دوستتون دارم ... هزار تا !!!
| لینک | سهشنبه ۱٦ شهریور ،۱۳۸٩ - farid tanha |
روز پدر
با بچه ها قرار گذاشتیم یکی از دوست هامونو غافلگیر کنیم ...
براش تولد بگیریم بدون اینکه از قبل بدونه ...
وسط برنامه ریزی نمی دونم چی شد که فهمید ...
البته نمی دونم که نه! نپرسیدم چطور شد فهمید ...
تا فهمید ما می خواستیم چیکار کنیم ...
محل برگزاری برنامه رو به خونه خودشون منتقل کرد ...
و چنین شد که ما دیشب تولد تشریف داشتیم ...
یه تعداد از مهمون ها رو میشناختم ...
یه تعداد رو نه ...
قرار شد معارفه به عمل بیاد ...
و من تنها کسی بودم که ایشون رو ...
از سال ها پیش از طریق وبلاگ ( همین وبلاگم ) می شناختم ...
چند لحظه از مراسم نشسته بودم و ...
به دوست های دیگه ام
که از همین وبلاگ باهاشون آشنا شده بودم فکر می کردم ...
غیر از چند نفری ...
از خیلی هاشون خبر ندارم ...
تو دلم براشون دعا کردم ...
هر جا هستن شاد و خرم و تندرست باشن ...
یه چند دقیقه ای هم مشغول خوندن SMS بودم ...
پیام های تبریک روز پدر ...
1- روز پدر بر تمام پدران بعد از این مبارک ...!!!
2- پیشاپیش روز مرد ...
روز صاحبان قلب سرد ...
منت کشان سر شب ...
روز مزاحمین نصف شب ...
بر شما دلاوران 5 شنبه شب مبارک ... !!!
3- مرد امروز و پدر فردا ... روزت مبارک !
4- پیشاپیش روز جهانی جوراب ...
که در ایران به آن روز مرد می گویند مبارک ... !
.
.
.
و یه چند تای دیگه ...
.
.
.
بقیه لحظه ها ...
به شادی و رقص گذشت ...
در کل خوش گذشت ...
.
.
.
دوستتون دارم ... چه جدید ... چه قدیمی !!! 

| لینک | شنبه ٥ تیر ،۱۳۸٩ - farid tanha |
لحظاتی سر شار از امید و سرزندگی در راه است ...
خودت هم زیاد بروی خودت نیاری ...
دوستانی داری که به فکر تو هستند ...
و برات مراسم تولد می گیرند !
چند روز پیش آرش اومد دنبالم دم خونه شهره ...
جلسه مون تموم شده بود ...
فهمیدم چه خبره ولی به روی خودم نیاوردم ...
یه تعداد از دوست های عزیزم برام تولد گرفته بودند !!!
نمی دونم چطوری می تونم از شون قدردانی کنم ...
همه شونو چند بار بوسیدم !!!


.
.
.
فردای اون روز ...
3 خونواده از دوست های قدیمیم ...
نیما و مهرنوش و ترانه ...
مهران و شقایق و مانی ...
و مهران و مریم ...
اومدند خونه مون و باز هم تولد !!!
لفظی از همه شون تشکر کردم که بفکرم بودند !
.
.
.
برادرم و خونواده اش ...
خواهرم و خونواده اش ...
بابا و مامان هم همه شون تلفنی بهم تبریک گفتند .
.
.
.
دوست های دوره مون ...
دوست های face book و چند سایت دیگه ...
همه شون بیادم بودند و تبریک گفتند ...
.
.
.
و من در طول این مدت چند روز
به این فکر می کردم که ...
دوست های نازنین و افراد خونواده رو ...
همکار های قدیمی و جدید رو ...
حتی اون هایی که دیگه باهم ارتباط نداریم ولی یادشون هست ...
می شه فراموش کرد ؟؟؟
.
.
.
آره می شه ! چون کار نشد نداره ...
ولی من نمی خوام فراموششون کنم !!!
همه تونو دوست دارم ...
چه به فکرم باشین ، چه نباشین !
چه تبریک بگین ، چه نگین !
چه با من ارتباط داشته باشین ، چه نداشته باشین !
.
.
.
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست ...
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست !
.
.
.
هر سالگرد تولد ...
یه شروع دیگه است ...
شاید آغاز یه دگرگونی باشه !!!
نمی دونم !
ولی مطمئنم همه چی اول به خودم بستگی داره !
به همتم ، اراده ام ، خواستنم و پی گیری و مداومتم !!!
و بعد به یاری خدا و دیگران ...
.
.
.
یا حق ! به امید تو ...
.
.
.
دوستتون دارم ... چه بخوایین چه نخوایین !!!


| لینک | جمعه ٢۱ خرداد ،۱۳۸٩ - farid tanha |
سال ببر
یه جا نوشته بود
سال ببر برای متولدین این سال
اتفاق های عجیب و غریب، زیاد می افته !
اولین هفته سال جدید
اتفاق خاصی نبود
مادرش به همراه عروسشون و برادر زاده اش رفته بودند کیش
به قول بعضیا از اتفاق های نادر بود
که مادر شوهر با عروس به تنهایی برن مسافرت
و کلی بهشون خوش بگذره !
تا 5شنبه هفته اول پیش خونواده اش بود و ...
هفته دوم برگشت تهران
باید می رفت سر کار
سوغاتی سرماخوردگی(آنفولانزا) آورده بود
اولین سالی بود که 13 بدر خونه بود و در حال استراحت !!!
بعد از تعطیلات
چند نفر از دوست هاش توی یه تولد
دیدنش و بهش گفتن تغییر کرده !
از ظاهر بگیر تا ...
طی هفته ای که گذشت ...
یه روز صبح توی تاکسی گوشی موبایلشو جا گذاشت
3 دقیقه نگذشته بود که فهمید گوشیش نیست
ولی هر چی به گوشیش زنگ زد
نتیجه ای نگرفت
طرف اولش جواب نمی داد و آخرش هم
گوشی رو به همون شماره ای که بهش زنگ می زدن Divert کرد !
یعنی هر کی به موبایلش زنگ میزد
تلفن خونه شون زنگ می خورد 
چاره ای جز سوزوندن سیم کارت نبود !
همه شماره هایی که توی گوشیش بود ...
به همراه تمامی SMS ها ...
چه، یادگاری از دوستان قدیمی ...
چه، متن های عرفانی ...
و چه عکس هایی که با دوستان و خانواده گرفته بود ...
همه از دست رفت !
.
.
.
تا یه چیزی یادش باشه !
این که حواسش رو جمع کنه ...
چیز های مهم تر از اونها رو از دست نده !!!
اون بخوبی می دونه که ...
اتفاق ها ی دیگه ای هم تو راهند ...
چون هنوز زنده است و پویا !
و اتفاق ها مال کسایی هستند که
هنوز هستند
و در حال رشد !!!
.
.
.
پیش بسوی آینده ...
البته با بهره مندی از لحظات گذرای حال حاضر ...
با توجه و آگاهی به درس ها و تجربه های گذشته !!!
.
.
.
امسال، سال خوبی برای همه دوستان و خونواده اش می خواد ...
همچنین شمایی که شاید نمی شناسدتون !!!
.
.
.
.
.
.
دوستتون دارم ... هر کدومتونو یه جور !!!


| لینک | جمعه ٢٧ فروردین ،۱۳۸٩ - farid tanha |
چند سال ...
از دور به نظرش آشنا می اومد ...
تا رسید شناختش ...
بعد از سلام همدیگه رو بغل کردند و رو بوسی ...
- خوب چه خبر ؟
- سلامتی ... تو چه خبر ؟
- هیچی ... اومدم یه کار هایی بکنم ...
- چه کار هایی ؟
- آخه می دونی ؟ ... چند سال پیش ...
- ببین من با چند سال پیش کاری ندارم ! الان می خوای چیکار کنی؟
- خوب می خواستم داستانو از اول بهت بگم ...
- از اول نمی خوام ... حالا چی ؟ الان و بگو ...
- الان ؟ ...
- آره ... الان ! حتی فردا یا پس فردا هم نه !
- یادم رفت بابا ... اصلاً نمی دونم می خواستم چی بگم ؟!
- چه بهتر ... همین الان یه چیز جدید بگو !!!
- بهم نگو خلاقیت و از این حرف ها ها ... حوصله اش و ندارم !
- نه اصلاً توصیه نمی خوام بکنم که بهتره چی کار کنی و ...
- خوب پس چی ؟
- وقت داری باهم بریم یه تئاتر ببینیم ؟
- ای ول ... آره ! چی هست ؟
- بیا بریم ... ضرر نمی کنی ...
- بزن بریم ...
.
.
.
.
.
.
یاد گرفته ام با کسی که راجع به یه چیزی حساسیت داره ...
هی در مورد همون موضوع صحبت نکنم ... !
هر وقت دلش خواست ...
می پرسه !!! 
.
.
.
.
.
دوستتون دارم ... 


| لینک | سهشنبه ٢٧ بهمن ،۱۳۸۸ - farid tanha |
بعد از مدت ها رفت سراغ اینترنت
و قبل از هر چیزی به یاد جوونی هاش
سراغ yahoo! messenger 
دوستش ...
دوستی که سال هاست ندیده بودش ...
on line بود ...
Farid: Salam
Douste Farid: salam
Farid: kojayi pesar ? khabari azat nist?
Douste Farid: zendeam hanuz Farid
Douste Farid: in dastan divunam karde va tamumi nadare va har ruz muzue taze daram
Farid: ajab ... yi hasti ! shenidam rafti rusiyeh !
Douste Farid: vase hamine ba kasi tamas nadaram ta digarano dar gire zendegie kirm nakonam
Douste Farid: kodom russie daram nabud misham age bebinim nemishnasim
Farid: dadash az to baieedeh ! har kasi khast goush mideh age chizi be nazaresh resid mige agar ham nakhast goush nemideh vo chizi ham nemige ! to az taraf baqiyeh lotfan tasmim nagir
Farid: khodeto dari az bein mibary dadash !
Douste Farid: farid dastane zendegim akhe kheili ajib shode az ye moshkele adi ya ye pul khordan gozashte
Farid: Douste Faridameamoun dastaan haye ajib darim faqat sheddat o za'fesh baham farq dareh valy dalil nemishe ke khod khory konim na?
Douste Farid: Farid bache susul ke nistam avalin baremunam nist vali in mozu tulani shode va ba dargirihaye jadid va ruzmare
Douste Farid: Farid har kasi ye noghte zafi dare manam daghighan mozuati ke beshun hasasam va koshandean dare vasam be tore ruzmare pish miad
Farid: manzuram in nabud ke bache susuli ! ettefaq haye zendegimoun be nesbate zarfiyat hamoune ! age male to shadid tare vase ine ke zarfiyatet bishtar boudeh
Farid: pas kam nayar man motmaennam az pasesh bar myayi vali in be in maani nist ke hamountor mesle gozashte edameh bedi
Farid: baazi vaqt ha taghyire raviyeamoun ya kollan bikhiyal shodanemoun ya hemayat gereftanemoune ke chare saz misheh
Farid: vali hishki behtar az khodemoun masayelemouno hal nemikone faqat ba in tafavot ke mitoune ba taarife tajrobehash ye rahi tu zehnemoun baz kone
Farid: pas lotfan khodet be tanhayi baare in moshkelo be doush nakesh
Douste Farid: to lanati ham daghighan mavaghei ke dardesaram to pik hastan peidat mishe vaghti arumam ke nemiai ke bahat dorost harf bezanam masalam mozuate dige
Douste Farid: 3 ruze faghat az khoda mikham bekoshe mano
Douste Farid: ta shayad rahat besham
Douste Farid: ma ham ke shans nadarim hala mikoshe ba koli dardo nekbat
Douste Farid: hamishe amade hast
Farid: bebin ! be vaqtesh mirim ajaleh nakon ! age mibini hanouz hastim o dard o ranj mikeshim aval be khatere ine ke khodemoun ye jahayi souti dadaim dovom inke khoda mikhaad bishtar roshd konim o shayad bejaye lezzat hayi ke dashtim rezayate darounimouno hes konim(ba hall o fasle masaele besyar bozorge zendegimoun) sevvom ham inke zendegi zendegiye moshkelat ham moshkelat fek kon bebin ma in vasat chikareyim?
Farid: aqa mazerat DC shod
Douste Farid: koja kar mioni
Farid: hanouz tu TAM hastaam valy ziyad vaziyate karim moshakhas nist
Farid: chon qarardadam tamoum shodeh hanouz tamdid nakardeaan
Farid: yaani oun ha kam tamdid kardeaan man ham qabul nakardeaam
Douste Farid: nakone bikar shode ke umadi chat
Farid: age be tavafoq naresim shayad ta akhare in saal ounja bashaam faqat
Farid: emrouz khouneaam baad az moddat ha oumadam bebinam che khabar?
Douste Farid: 30 sale kar mikonim hichvaght sobate kari nadashtim
Douste Farid: sobate kari kheili khube ke ma nadashtim
Douste Farid: tehrani ya Tabriz
Farid: tehranam
Farid: dadash dar morede kar , be khosous kare jadid ke aslan be reshte hamoun ham rabti nadareh mikhastaam bahat sohbat konam
Douste Farid: befarma
Farid: montazere vaziyate qarardadam hastam age tamdid nashe ya be moddate kam tamdid beshe va age to hanouz ounja bashi miyaam baham sohbat mikonim
Farid: albatte nemidunam to mikhayi chikar koni? ounja hasty? mikhayi bargardy ? ya ...
Douste Farid: Farid man 14 mahe naumadam iran
Douste Farid: emruzam daran tasmim mighiran vasam ke estekhtame mostaghim sherkat besham ya ba manpower dobare kar konam
Douste Farid: fekr konam ghabul konan ke mostaghim gharardad bebandam
Farid: khodet az tahe delet chi mikhayi kodoumesho tarjih midy?
Douste Farid: to ham har vaght biai inja ghadamet ru cheshm lanati to bia inja bia ma ro bezan fohsh bede
Douste Farid: fari estefa dadam 7 ruz dige viza nadaram bishtar pulamo khordan har ki reside daram malide rafte hala to jaye man che tasmimi migiri
Farid: miyaam , albatte age bebinam lazeme ham mizanamet ham fohsh midaam valy avval bayad khoub goush bedaam be harfat bebinam chi shodeh va chikar mishe kard va to tu in moddat chikar kardy baad
Douste Farid: ta chand saate dige moshakhas mishe
Douste Farid: hame razian be joz in sherkat iranie
Douste Farid: ke ham pishnahade pul beshun kardan ham tahdide ghate rabete
Douste Farid: inshalah ke ghabul mikonan
Douste Farid: bad ham bayad dobare un dastan khoshgele ro edame bedam
Farid: oun sherkat iraniye mohem nist koune lagheshoun, mohem khastane to'ee dadash ! cheqadr iman dary ke mostaqim bahat qarardad mibandaan? be ebarati cheqadr miduni kareshoun daste to gireh?
Douste Farid: age az man beporsi migam kar hale faghat hanuz rasman bem eblagh nashode
Farid: ey vaaaal ! pas motmaen bash be zoudy rasmi elaam misheh ! bebin ! vaqty to estefa dady az darounet motmaen budy ke bahat mostaqim qarardad mibandaan mage na? chon man qablan in karo kardeaam
Douste Farid: are
Farid:
Farid: bebin to eqtedaresho dary ! pas zarfiyatet balaast ! moshkelatet ham be hamoun nesbat bozorgtar shodeh labod ! valy man motmaennam ke to be oun ham ghalabeh mikoni
Douste Farid: entehari kar kardam dar hali ke darghire ye mozue dige budam va be mundam ehtiaj dashtam
Farid: midunam chi migi !
Farid: oun dafee ke man ham hamin karo kardam yeho az 2 ja boridaam o bikar shodaam ! vali touli nakeshid ke az hamin TAM zang zadaan goftaan ba peymankar nisty? goftaam na goftaan ba khodemoun qarardad mibandy?
Farid: faqat man ye eshtebahi ke kardam in boud ke dar morede hoqouq kheily bahashoun kenar oumadaam baad ha fahmidaam be khatere niyazeshoun be man mitunestaam mablaghe balatary qarardad bebandam
Douste Farid: raje be un mozu ham ye rah dige daram unam dadgahe faghat entekhabe vakil va rahesh vasam sakhte chon be hich kas nemishe etemad kard inja
Douste Farid: va age in shanso az dast bedam faghat enteghame fizike baghi mimune
Douste Farid: ke albate vase inam amadeam
Farid: enteqame fiziki rahe hale khoubi nist , vakil ham ye emkane valy shayad rah haye digeyi ham dashte bashe ke be fekremoun nemireseh !
Douste Farid: ye zarbe koshande 2 ruze bem vared shode bayad chand ruz sabr konam ta 2bare khodamo peida konam
Douste Farid: hame raha ro raftam hame javab midadan vali afradi ke vase in kara migereftam ya dorost kar nemikardan ya khianat kardan
Farid: ye rahi ke ziyad be etemad rabti nadashteh basheh ! masalan ye chize payapay ! kasi karo hal koneh poulesho az kasi begireh ke har dota toun mishnasin ! ya qarardade mahzary ya ... nemidunam ye rahi ke qablan ha be fekresh naboudy valy hast
Douste Farid: farid 1salo nime ke bikar naneshastam
Farid: are midunam
Farid: aksaraan in adam haa hastaan ke kam kari mikonan ya khianat mikonan vagar na ravesh ha kam pish miyaad ke irad dashteh bashaan
Douste Farid: shayad bavar nakoni hata puli ke az tarighe mahzar be kesi dadam ke karo hal kone ro ham nemitunam pas begiram
Farid:
Douste Farid: in hamun zarbe koshandeie ke bem vared shode
Douste Farid: hala kei miai inja
Farid: rou dar rouiye in ettefaq vay nayista ! chon daghounet mikoneh , man vaqty hamchin mozouyi ettefaq miofteh say mikonam az faridi ke barash oun ettefaq oftadeh birun biyaam o az kenare oun ettefaq emkanate jadidi ro ke mishe beheshoun pardakht dasteh bandi mikonaam o yekishouno entekhab mikonam ta mozou ro hal konaam va in haam midunam ke vase to ounja ba oun vaziyat cheqadr sakhte
Douste Farid: sms ham 2 bare vasl shode
Farid: vaziyate qarardadam moshakhas beshe bahat tamas migiraam o barnamerizi mikonim , to eid o nemikhayi byayi?
Douste Farid: ta moshkelam hal nashe nemikham biam
maghe inke vaghte dadgah taein beshe ke tu un forsat biam
Douste Farid: vali bazam sakhte biam tu ruye khanevade va dustan negah konam begam daram malidan
Farid: be in chiza fek nakon ,chon hal mishe vo be ounja ha nemikeshe !
Douste Farid: omidvaram
Farid: avvalin va mohemtarin chizi ke bayad hamvareh yadet bashe ine ke movazebe khodet bashi ! va yadet nareh ke to ham zarfiyatet balaast ham eqtedaret !
Farid: ino kheyly vaqte ke be kheyliya sabet kardi
Douste Farid: mersi
Farid: ta'arof naboud vaqeyiyat boud
Farid: man bishtar az in vaqteto nemigiraam dadash
Douste Farid: zud tasmim begir va bia
Farid: dar morede rouz haye khoube rahayi az in daghdaghe haye fekri va vared shodan be mozouate bozorgtar tu zendegimoun fekr kon ! chashm khabaresho behet midaam TAKE CARE
Douste Farid: lotf kardi koli arum shodam
Farid: vazifeam boud va mazerat ke moddat ha boud baham sohbat nakardeh boudim , see you as soon as possible dear
Farid: bye
Douste Farid: khoda negahdar
یه گفت و گوی با حال و رضایت بخش واسه هر دوشون !
.
.
.
.
روز های خوبی در انتظار هر دوشونه !!! 
دوستتو ن دارم ... خیلی زیاد 
| لینک | جمعه ٢٥ دی ،۱۳۸۸ - farid tanha |
بعد از مدتها ...
دلش تنگ شده بود ...
به هزار و یک کارش باید می رسید ...
چند بار شرکت در مراسم ختم در تبریز ...
کلاس هایش در تهران ...
و ماموریت های کاری ...
شرکت در جلسات مربوط به رشد خلاقیت و ...
ولی مدتی برای وبلاگش وقت نگذاشت !
شاید به نظرش می رسید
تنها وبلاگش دارای این ویژگی ست که اگه
حتی بیشتر از یک ماه بهش سر نزنه
از او رنجیده خاطر نخواهد شد ...
شاید وبلاگش بیشتر از بقیه او را درک کنه !
ولی به این هم می اندیشید که :
اگر کسی او را بیش از بقیه درک کنه ...
آیا باید سراغش نرفت ؟
و برای نرفتنش، بهونه ی کمبود زمان آورد ؟
.
.
.
اینها همه گذشته بود ...
او برای سر زدن به وبلاگش ...
از چند کار دیگرش چشم پوشی کرد و ...
بالاخره امروز ...
داشت می نوشت ...
.
.
.
اتفاق های زندگی ...
با فعالیت و آگاهی های او نسبت مستقیم داره !
هر چی بیشتر فعالیت می کنه ...
هر چی بیشتر به پیرامونش نگاه می کنه ...
هر چی بیشتر به باور ها و اون امور بدیهی
که براش تعریف کرده اند شک می کنه !
اتفاق ها بیشتر و بعضی وقتها عجیب تر هم می شن !
شاید قبلاً اگه این اتفاق ها می افتاد ...
ترس و اظطراب بهش غالب می شد ...
ولی الان ...
همه ی اتفاق ها رو فرصتی واسه خودش می دونه ...
واسه رشد و آگاهیش ...
یه جورایی بیشتر از قبل کنجکاو شده !
سوالاتش هم به همون نسبت بیشتر !!!
گذشته مهم نیست !
وقت های تلف شده مهم نیست !
باید اون زمان ها به همون ترتیبی که گذشت می گذشت
تا بستر واسه ی این زمان و اتفاق ها آماده می شد !
.
.
.
فرصت ها همه گذرا هستند و برای همه قابل دسترس !
مهم اینه که درکشون کنی و ازشون استفاده کنی ...
و مهم تر از همه اینکه ...
به بقیه کسایی که می شناسی اینها رو بگی !!!
.
.
.
الان داره می گه ...
شاید کسی گوش نده !
حتی یه نفر هم گوش بده کافیه !
توی راهی قدم گذاشته که ...
به خیلی ها بگه ...
تا وقتی که می تونه می خواد بگه !
و خیلی ها تو این راه کمکش می کنن ...
خودش هم خوب می دونه 
.
.
.
امیدوار نیست !
چون مطمئنه که موفق می شه !!! 
.
.
.
دوستتون داره ... 


| لینک | یکشنبه ۱٥ آذر ،۱۳۸۸ - farid tanha |
و او درگذشت بی اینکه ببینمش !
همین چند دقیقه قبل ...
برادرم مسعود زنگ زد ...
گفت همه مون خونه عمه هستیم ...
همون لحظه پرسیدم :
حالش چطوره ؟
جمله ام تموم نشده بود که گفت ...
ساعت 9 صبح امروز ...
عمرش رو داد به شما !!!
همین دیروز به عمو زنگ زده بودم ...
می گفت رفته بودم تبریز ...
گفتم حال عمه فخری چطور بود ؟
گفت : هر روز می برنش رادیو گرافی ...
توی روده اش یه چیزی هست ...
نخواستم ادامه بده ...
فهمیدم چندمین عضو خونواده پدرم ...
سرطان داره !
او رفت ...
بی اینکه ببینمش ... !!!
دو بار رفته بودم ...
ولی کوتاهی کردم که نرفتم خونه شون ...
چون هر دو بار عمو جان در بیمارستان بود ...
عیادت عمو رفتم ولی عمه !!!
حالا دیدی آینده رو کسی نمی تونه پیش بینی کنه ؟
از کجا معلوم نفر بعدی کیه ؟
شاید در خواست حلالیت از همه دوستان و آشنایان ...
هر چند وقت یه بار برام لازمه !!!
.
.
.
داستان زندگی همینه ...
و زندگی برای بقیه ادامه داره ...
اتفاق های زندگی برای چندمین بار برام یه پیغام می دن ...
قدر اونهایی رو که هستن بدونم !!!
.
.
.
از بودنتون ...
و از نوع بودنتون ...
قدردانم ...
.
.
.
باید برم به پسر عمه هام و دختر عمه ام تسلیت بگم ...
فعلا ً ...
.
.
.
دوستتون دارم ... هر چند تا که بخوایین 


| لینک | پنجشنبه ٩ مهر ،۱۳۸۸ - farid tanha |

